حضرت بهاءالله می فرمایند:

امروز روزيست که بحر رحمت ظاهر است و آفتاب عنايت مشرق و سحاب جود مرتفع . بايد نفوس پژمرده را بنسائم محبّت و مودّت و مياه مرحمت تازه و خرّم نمود

آيات الهي جلد 1 صفحه 41

آئین بهائی

سایر دسته بندی ها: 

دیانت بهائی، یک دیانت جهانی است و هدفش اتحاد جمیع نژادها و ملیتها در یک آرمان بین المللی و دیانت واحد می باشد. تجدید و تکامل ادیان از اصول این آئین است زیرا در هر زمان مقتضیات جامعه بشری تغییر می پذیرد و در هر عصری دینی جدید موافق با مقتضیات و نیازمندهای جهانیان ظاهر می گردد. بـهائیان پیروان حضرت بـهاءالله هستند و معتقدند که ایشان، جدیدترین فرستاده الهی در سلسله پیامبران پیشین چون حضرت ابراهیم، موسی و بودا و زردشت و مسیح و بالاخره حضرت محمد است و رسالتش برای ایجاد تمدنی جدید و جهانی است که بشر در این زمان بدان نیازمند است. محور تعالیم دیانت بـهائی وحدت عالم انسانی است یعنی وقت آن آمده است که بشر از هر قوم و نژادی به یگانگی رسند و همه در ظلّ یک جامعه جهانی درآیند. حضرت بـهاءالله فرموده است که خداوند بیمانند نیروهائی را در جهان بکار گماشته است تا آنچه را که بر حسب سنّتهای پیشین سبب جدائی و اختلاف میان اقوام و طبقات و ادیان و ملل عالم گشته است از میان بردارد و مهمترین کاری که امروز بشر باید به آن پردازد وحدت عالم انسانی و تلاش و کوشش در راه اتّحاد و اتّفاق اهل عالم است. یکی از اهداف و مقاصد دین بـهائی بذل  همت و مساعدت در این مسیر است. از این روی امر بـهائی جامعه‌ی جهانی مرکّبی بیش از 7 میلیون نفر از اکثر ملل و نژادها و فرهنگهای جهان بوجود آورده و تعالیم حضرت بـهاءالله را در آن جامعه تجسم بخشیده است. آزمایشی که بهائیان در این راه گذرانده اند سبب تشویق کسانی است که از همین راه می پویند و نوع انسان را اعضاء یک خاندان و کره زمین را یک وطن می دانند.

 

 

 

Aeene Bahai

جمعی از بهائیان از نقاط مختلف جهان

 

   اصول و تعالیم حضرت بهاءالله


حضرت بـهاءالله ما را به وحدانیت پروردگار تعلیم داده یعنی که خدا یکی است و اوست که پی در پی اراده خویش را در ظهور پیغمبران در هر زمان بر نوع انسان ظاهر ساخته است و پیغمبران نیروی اصلی در تمدن بشری در طول تاریخ بوده‌اند.


پیامبران آسمانی واسطهء بین خدا و خلق‌اند و  از یک منشاء برای تربیت و ترقی نوع بشر آمده‌اند، مردمان جهان ادیان را بکلی جدا از یکدیگر می دانند ولی در نظر بهائیان مقصد جمیع فرستادگان یزدانی یکی است و آن رساندن بشر به بلوغ روحانی و معنوی او است. حال زمان ما زمانی است که انسان به مرحله بلوغ وارد گشته و وحدت خاندان بشری و بنای جامعه‌ای جهانی و صلح عمومی امکان پذیر شده است. برای وصول به هدف وحدت عالم انسانی از جمله تعالیمی که امر بهائی ترویج می کند عبارت است از:
 
•     ترک جمیع تعصّبات
•     تساوی جمیع حقوق و امکانات برای زن و مرد
•     تعدیل معیشت و از میان بردن افراط و تفریط در فقر و ثروت
•     تعلیم و تربیت عمومی
•     تحرّی حقیقت یعنی هر کس خود باید به جستجوی حقیقت پردازد و از تقلید دست بردارد.
•     ایجاد جامعه متّحدالمنافع جهانی
•     مطابقت دین با علم و عقل
 


 

راهی برای زندگی 

حضرت بهاءاللّه به ما چنین تعلیم داده است که انسان همانند "معدنی است که در آن گوهرهای گرانبها نهفته است" خود انسان از این گنج شایگان بی‌خبر است تا چه رسد به دیگران.  هدف از زندگی انسان آن است که استعدادهای نهفته‌اش را پرورش دهد تا هم خود از آن برخوردار گردد و هم در خدمت عالم انسانی ان را بکار برد. حضرت بهاءاللّه فرموده است که زندگی در این جهان مانند زندگی جنینی کودک در رحم مادر است و اعضاء بدن انسان در عالم رحم رشد می کند اما هرچند آن اعضا در عالم جنین بکار نمی آید ولی رشد و نموش لازم است تا کودک پس از تولد در این عالم آنها را بکار برد و ناقص نباشد. بدین گونه، نیروهای اخلاقی و عقلی و روحانی، اعضاء و جوارح روح ما در این عالم است. روح پس از خروج از این عالم تا ابد در عوالم الهی باقی و در ترقّی است وبه اين نيروها نيازمند است.


 
بنابراین روش زندگی بهائیان مستلزم رشد و نمو معنوی است. نماز و مناجات روزانه روح را از قیود این جهان محدود آزاد می سازد و درهای جدیدی را به روی ما می گشاید. همکاری در برنامه‌های مفید با مردمی که با یکدیگر از همه حیث تفاوت دارند تعصّبات دیرینه را نابود می سازد. الكل و مواد مخدر که عقل را زائل می سازد جز در موارد لازم برای دارو و درمان حرام است و نیز از غیبت و افترا که اعتماد بین مردمان را سست می کند و روح اتّحاد را که سبب ترقّی انسان است از میان می برد باید احتراز جست.

 

راهی برای زندگی


 
 
  جامعه بهائی از پیشینه های قومی و فرهنگی مختلف تشكیل شده است.

 

حضرت باب 
 
در ۲۳ ماه می  ۱۸۴۴ ميلادي در ایران در شهر شیراز جوانی که خود را باب نامي. اعلان کرد که پیامبر الهی که همه جهان در انتظارش هستند، به زودی ظاهر خواهد شد. لقب باب از این جهت است که اگر چه حضرت باب خود مظهر مستقلّ الهی بود اعلان فرمودند که مقصد اصلیش آنست که مردم را برای ظهور کلّی الهی بعد از خود آماده نمایند. 


حضرت باب پس از این اعلان بزودی دچار مخالفت های روحانیون اسلامی گردید. دستگیر شد و به زندان افتاد و بالاخره کمتر از شش سال بعد در ۹ جولای ۱۸۵۰ ميلادي در میدان عمومی شهر تبریز شهید شد و بیش از ۲۰ هزار نفر از پیروانش نیز طی کشتارهای متعدد در سراسر ایران به شهادت رسیدند و حال بنای باشكوهی با گنبد زرین در کوه کرمل مشرف بر خلیج حیفا و محاط به گلزارهای زیبا بنام مقام اعلی ساخته شده است که جسد مطّهر حضرت باب را در آغوش گرفته است.

 

آرامگاه حضرت باب ( مقام اعلی)


 
 
 

   آرامگاه حضرت باب ( مقام اعلی)

            
  حضرت بهاءالله

 

حضرت بهاءالله در سال 1817 ميلادي در طهران متولد شدند. از اوان طفولیت آثار عظمت در آن حضرت ظاهر بود. ایشان در منزل آموزش مختصری دیدند، اما احتیاج نداشتند که در مدرسه ای وارد شوند زیرا از طرف خداوند دارای علم لدنی بودند. حضرت بهاءالله از خانواده ای اصیل و شریف بودند و در جوانی مشاغل عالیه ی در دربار شاه به حضرتشان پیشنهاد شد، لیکن نپذیرفتند. ایشان مایل بودند که بیشتر اوقاتشان را صرف کمک به ستمدیدگان، بیماران و مستمندان نمایند، و از حق و عدالت دفاع کنند و چون حضرت بهاءالله حمایت خویش را از آئین حضرت باب اعلان فرمودند طولی نکشید که تمام مناصب و امتیازاتش را از دست داد و در طوفانـی که پـس از شهادت حضـرت باب در ایران برخاست از همه ثروت و مال دنیـا محروم و خود نیز دچار شكنجه و آزار و گرفتـار زندان شد. سپس چند بار ایشان را تبعید نمودند. اولین تبعیدشان به بغداد بود. در سال ۱۸۶۳ ميلادي در همان شهر حضرت بـهاءالله مقام خويش را اعلان نموده و خود را موعود کل امم معرفی فرمودند. از بغداد حضرت بـهاءالله را به استانبول و از آنجا به ادرنه و بالاخره به عکّا تبعید نمودند. عکّا در اراضی مقدسه بود و حضرت بـهاءالله بعنوان یک زندانی در سال ۱۸۶۸ ميلادي به آن شهر تبعيد گر ديدند. از ادرنه و سپس از عکّا حضرت بـهاءالله نامه‌های متعددی خطاب به ملوك و سلاطین زمان خویش صادر فرمودند. این الواح در تاریخ ادیان بی نظیر و از اسناد بسیار مهم و پر عظمتی است که در آنها حضرت بـهاءالله اعـلان فرمودند که تمدنی جهانی در حال بوجود امدن است و زمانش فرارسیده که اهل عالم بسرا پرده وحدت و یگانگی درآیند و به شاهان و امپراطورها و روسای جمهور در قرن نوزدهم نصیحت کردند که از اختـﻻفات  خویش دست بردارند و تسلیحات خویش را به حداقل رسانند و در عوض کوشش و امکانات خویش را صرف ایجاد صلح عمومی نمایند. درگذشت حضرت بـهاءالله در بـهجی در شمال عکّا واقع شد و مزارشان در همان جا استقرار یافت و تعالیمشان کم کم از مرز خاورمیانه بیرون رفت و در نقاط دیگر منتشر شد.

 

نمایی از آرامگاه حضرت بهاءالله


 
 
  نمایی از آرامگاه حضرت بهاءالله

 

حضرت عبدالبهاء


حضرت بهاءالله برای حفظ امر خود از تفرقه آن را ازقوایی بی نظیر بهره مند کردند که آن قوهء عهد و ميثاق است. قبل از صعود حضرت بهاءالله، ایشان به صراحت مرقوم فرمودند پس از من توجه به حضرت عبدالبهاء كنيد.  حضرت عبدالبهاء  فرزند أرشدشان بودند و تنها مفسّر آيات ومركز عهد و ميثاق الهى منصوب شدند. حضرت بهاءالله شخصا آن حضرت را پرورش فرمودند، ايشان از كودكي به مقام پدر بزرگوارشان پى بردند، و شريك رنجهاى پدر بزرگوارشان بودند. حضرت عبدالبهاء گرانبهاترين هديه حضرت بهاءالله  بعالم بشرى و نمونه اعلاى تعاليم بهائي مي باشند.
حيات ان حضرت مملو از مصائب و بلايا بود اما باعث سرور همه نفوسى بودند كه به حضورشان مشرف مي شدند. بعد از انكه پدر بزرگوارشان به عالم بقا شتافتند، مسئوليت جامعهء بهائى بر روى دوش ايشان قرار گرفت، و ايشان شبانه روز به انتشار أمر أعظم در شرق و غرب عالم مشغول شدند. هزاران ألواح به أفراد و گروههاى مختلفه در نقاط مختلفه عالم مرقوم فرمودند و تعاليم مباركه پدر بزرگوارشان را روشن و واضح نمودند. تفسير و ترجمه هاى ايشان هم اكنون از اساسي ترين آثار أمر بهائي است.
با تمرکزدر مقام حضرت عبدالبهاء بعنوان مركز عهد و ميثاق حضرت بهاءالله، بهائيان عالم متحدانه در سعى و كوششند تا حيات بهائى داشته باشندو مدنيت جهانى نوينى بسازند.
 

حضرت عبدالبهاء


 
  حضرت عبدالبهاء

 

  ولایت امر

 

  حضرت عبدالبهاء در وصیت‌نامه ی خویش موسوم به الواح وصایا نوه ی ارشد خود، شوقی افندی ربانی را ولی امر و مبین تعالیم بهائی تعیین فرمودند. حضرت شوقی افندی در مقام ولی امر بهائی در سال ۱۹۵۷ميلادي عالم خاک را وداع گفتند. ایشان در طی سی و شش سال بسیاری از آثار حضرت بهاءالله و حضرت عبدالبهاء را به انگلیسی ترجمه و تشریح  نموده، تأسیس مؤسسات محلّی و ملّی بهائی را تشویق فرموده و انتشار افکار بهائی را در تمام نقاط عالم تحت نقشه‌هایی منظم و مستمر رهبری کردند.
 
حضرت ولی امر الله یادگار جاودانه خود را با ایجاد تزئینات باشكوهی جهت استقرار مرکز جهانی بهائی در ارض اقدس تأسیس فرمودند. بنای مقام  مطهر حضرت باب و ساختمان آرشیو بین‌المللی بهائی، و همچنین طراحی و تنظیم و ترتیب باغهای زیبای قصر بهجی و دامنه کوه کرمل از خلاقیت بی نظیر آن حضرت است.
 

حضرت شوقی افندی ربانی


 
 
حضرت شوقی افندی ربانی

 

  بیت العدل اعظم
 

بیت العدل اعظم که حضرت بـهاءالله آنرا بعنوان قوه تشریعیه امر بـهائی معین فرمودند در سال ۱۹۶۳ ميلادي تشکیل شد. این هیأت مرکّب از نه نفر است که هر پنج سال یک‌بار از طرف جمیع اعضاء محافل ملّی بـهائیان جهان انتخاب می شود.
بیت العدل اعظم به اداره ی امور روحانی و اداری جامعه بین‌المللی بـهائی می پردازد و نیز بعنوان امناء اماکن مقدسه و سایر املاک در اراضی مقدسه مأمور حفظ آنهاست.  حضرت بـهاءالله به بیت العدل اعظم اختیار داده است که در مواردی که کتب و آثار مقدسه بـهائی قانوني وضع ننموده قوانینی تشریع نماید و این هیأت است که جامعه بـهائی را در جهانی که پیوسته در تغییر است رهبری و راهنمائی می کند.
 

مقر بیت العدل اعظم

 

  مقر بیت العدل اعظم

 

اعضای بیت العدل اعظم

 

 

  اعضای بیت العدل اعظم   

 

 


مشرق الاذکارهای بهائی


عبادتگاهها یا مشرق الاذکارهای بهائی به روی همه مردم باز است و همه ی افراد از دین ها و اعتقادات مختلف می توانند در آنها به عبادت خداوند بپردازند. هرچند از نظر هندسی هر یک از بناها با یکدیگر مختلف هستند ولی از لحاظ معماری  اصولي کلی در آنها مراعات شده است- همه دارای ۹ طرف و یک تالار مرکزی گنبد مانند هستند- که همزمان از وحدت ذاتی نوع بشر و تنوع و گوناگونی آن حکایت می کند. برنامه های عبادتی ساده و متشکل از دعا و مناجات و تلاوت منتخباتی از آثار بهائی و کتب مقدسه ادیان مختلف چون تورات و انجیل و قرآن و ... است.
همانطور که حضرت بهاءالله مطرح نموده‌اند، مشرق الاذکار یک مرکز و کانون روحانی برای موسسات وابسته مختلفی است که بمنظور خدمات علمی، بشردوستانه، آموزشی و اداری در اطراف آن بنا می شوند.

مشرق الاذکار های بهائی در سراسر جهان

 

  مشرق الاذکار شیلی

 


  مشرق الاذکار شیلی 

 

 

مشرق الاذکار فرانکورت

 

 مشرق الاذکار فرانکورت       

 

 

  مشرق الاذکار سیدنی

 

  مشرق الاذکار سیدنی

  

 

مشرق الاذکار اوگاندا

 

 

 

  مشرق الاذکار اوگاندا

 

 

مشرق الاذکار ویلمت

 

 

  مشرق الاذکار آمریکا

 

 

مشرق الاذکار نیلوفر آبی

 

مشرق الاذکار هندوستان

 

 

مشرق الاذکار عشق آباد

 



   مشرق الاذکار عشق آباد

 

 

مشرق الاذکار پاناما

 

 مشرق الاذکار پاناما

 

 

Active Image

 

 

مشرق الاذکار ساموآ 


رفاه اجتماعی و اقتصادی


از ممتازترین خواص جامعه بهائی از لحاظ ترقّیات اجتماعی و اقتصادی جنبه نظام مشورتی آن است. حضرت بهاءاللّه طرحی را برای تصمیم‌گیری بر اساس هم‌رأئی و توافق گروهی ابداع فرموده است و خطا نیست اگر بگوئیم هر فرد بهائی بنحوی از انحاء شاگرد مکتب مشورت است. ترقیات اجتماعی و اقتصادی در نظام بهائی اول‌بار در ایران آشکار شد که بهائیان آن کشور در اوائل قرن بیستم مدارس و درمانگاهها و سایر خدمات اجتماعی از جمله اولین مدرسه دخترانه را در کشور تأسیس کردند.
امروز برنامه‌های رفاهی مخصوصاً در آسیا و امریکای لاتین و افریقا بسیار متعدد است و شامل مدارس درمانگاهها، کلاسهای بهداشت، برنامه‌های کشاورزی، جنگل بانی، ترک اعتیاد الکلی و خوابگاههای کودکان است و رادیوهای بهائی با برنامه‌های خدمات اجتماعی خویش نه‌تنها از لحاظ عملی به برنامه‌های مذکور کمک می کنند بلکه فرهنگ بومیان را نیز حرمت و ترویج می نمایند. برنامه‌های رفاهی بهائی را محافل روحانی محلّی پیشنهاد می کنند و از این راه برنامه‌های مذکور بر اساس شرکت عامه مردم در هر محل طرح می شود و از این راه می توان سرّ موفّقیت این برنامه‌ها را که بر پای خود ایستاده‌اند. دریافت.

 

 

یک مدرسه بهائی در پاناما

 

یک مدرسه بهائی در پاناما

 

 

  دانش آموزان مدرسه بهائی ربانی 

  یک پروژه درخت کاری توسط دانش آموزان مدرسه بهائی ربانی در نزدیکی شهر گوالیور، هندوستان

 

 

 

بهائیان و سازمان ملل متحد

 

 

  از تعالیم بهائی یکی اینست که دین حقیقی باید سبب ترویج اتّحاد و اتّفاق باشد و اتّحاد شرط ضروري حصول صلح جهانی است. حضرت بهاءاللّه می فرمایند «اصلاح و راحت حاصل نشود مگر به اتّحاد و اتّفاق.» ازجمله موازینی که جامعه بهائی برای حصول اتّحاد عالم پیشنهاد می کند اینست که یک زبان بین‌المللی بوجود آید،  اقتصاد جهانی تعدیل و هماهنگ گردد، تعلیم و تربیت اجباری متداول شود، معیاری برای حقوق بشر معین گردد و سازمان مرکّب جهانی ارتباط و مخابرات بکار افتد. 

  چون بهائیان معتقدند که سازمان ملل متّحد بمنزله کوشش بزرگی در راه اتّحاد جهان محسوب می شود آن را به هر نحو که بتوانند حمایت می نمایند. از این روی "جامعه بین‌المللی بهائی" با مقام مشاور در شورای اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل متّحد Ecosoc و در سازمان صندوق کودکان ملل متّحد Unicef عضویت دارد. دفتر جامعه بین‌المللی بهائی در نیویورک و در ژنو تأسیس گشته و بهائیان از بسیاری از نقاط جهان مرتّباً در کنفرانسها، کنگره‌ها و سمینارهای مربوط به حیات اجتماعی و اقتصادی کره زمین شرکت می کنند. چون بهائیان مردم دیگر را در بعضی از کشورها در پنجه ظلم گرفتار دیده اند توجهشان به تعالیم حضرت بهاءاللّه مربوط به حقوق بشر بیشتر جلب شده است. از این جهت جامعه بین‌المللی بهائی در کنفرانسهای شور سازمانهای ملل متّحد درباره حقوق اقلّیت،  مقام زن، تحریم جنایت، جلوگیری از مواد مخدره، رفاه کودک و خانواده، نهضتهای ضد تسلیحات با حدت و حرارتی تمام مشارکت می جویند.

 

 نماینده جامعه ی بهائی در سازمان ملل

  نماینده جامعه ی بهائی در سازمان ملل

 


جامعه جهانی بهائی


جامعه بهائی عالم مرکب از تقریباً 7 میلیون نفرند که در ۱۸۹ کشور مستقّل و ۴۶ ناحیه تابعه زیست می کنند و کثرت تنوعش شامل مردمی در سراسر کره زمین از نژادها و مذاهب و فرهنگهای مختلف از جمله ۲۱۰۰ عدد از قبائل و عشائر عالم است.
در امر بهائی فرد روحانی وجود ندارد زیرا بشر به مرحله‌ای از بلوغ وارد شده است که هر کس می تواند خود در آثار الهی تفکر نماید و از راه دعا و مناجات و مشورت با دیگران تصمیم بگیرد. برای آنکه اکثر مردم از ظهور حضرت بهاءاللّه منتفع شوند آثار بهائی به ۸۰۰ زبان مختلف ترجمه شده است.
در آئین بهائی، انتخاب دین آزاد می باشد و عقیده بر آن است که همه ی مردم در انتخاب دین خود مختارند و افراد باید پس از مطالعه ی کتب و آثار الهی ادیان دیگر و پس از تحری حقیقت، دین خود را انتخاب نمایند. حضرت بهاءالله به بهائیان عالم می آموزد که تعالیم آن حضرت امروزه به مثابه دارویی است برای دردهای امروزه ی عالم انسانی. ایشان می فرمایند:
 
" رگ جهان در دست پزشک دانا است ، درد را می بيند و بدانائی درمان ميکند . هر روز را رازی است و هر سر را آوازی . درد امروز را درمانی و فردا را درمان ديگر. امروز را نگران باشيد و سخن از امروز رانيد . ديده ميشود گيتی را دردهای بيکران فرا گرفته و او را بر بستر ناکامی انداخته . مردمانيکه از باده خود بينی سر مست شده اند پزشک دانا را از او باز داشته اند . اينست که خود و همه مردمان را گرفتار نموده اند . نه درد ميدانند نه درمان ميشناسند . راست را کژ انگاشته اند و دوست را دشمن شمرده اند. "
 

 

https://www.aeenebahai.org

 

 

 دریافت فایل PDF مقاله

 

دیدگاه‌ها

با سلام. من مسلمانم و قصد بهایی شدن هم ندارم چون همان طور که می گویید در دین خودم بسیار تحقیق کرده ام و آن را آن طور که هست شناخته ام نه آن طور که می گویند. اما دوست دارم از ادیان دیگر هم اطلاع داشته باشم. در مورد دین شما هم سوالاتی دارم که خوشحال می شوم جوابم را بدهید چون نمی توانم کل سایت را برای جوابهایم بگردم:
1.آن طور که می گویید به حضرت محمد(ص) اعتقاد دارید و همین طور به قرآن کریم.( اگر اشتباه می کنم بگویید.)پیامبر فرمودند بعد از من پیامبری نخواهد آمد.قرآن هم بسیار به این نکته اشاره دارد: الیوم اکملت لکم دینکم... من می توانم افرادی را که شما پیامبر می خوانید تنها به عنوان افرادی خیرخواه بپذیرم.
2. فرض بگیریم تمام منابع اسلام در این زمینه اشتباه است و به پیامبر شما بشارت داده شده. چه تضمینی که نفر بعدی بیاید و ادعای پیامبری کند و دلایل شما را بر ختمیت رد کند و خود را خاتم الانبیا بنامد؟
3. لطفا کمبود های اسلام(تشیع) که لازمه ی ظهور پیامبری دیگر است ذکر بفرمایید.
4. یک معجزه (بهترین وسیله برای اثبات پیامبری) از نوع معتبرش ذکر کنید
نظر این جانب: بها الله مسلمان خوبی بوده که پیروانش در طی زمان به او لقب پیامبری داده اند و خودش هرگز چنین ادعایی نداشته مثل درزی ها که سلمان فارسی را پیامبر خود می دانند. من قصد جسارت به آیین شما را نداشتم چرا که دینم به من این اجازه را نمی دهد و هرکس هم این کار را کرده لطفا به اسلام ربط ندهید. اگر جواب های منطقی داشتید به مکاتبه بیشتر با شما امیدوار می شوم با تشکر

فهيمه خانم عزيز
درود بر شما
از اينكه اهل انصاف و جوياي حقيقت هستيد بسيار خوشحالم
و سعي ميكنم تا حد بضاعت در اين مسير با شما همراهي نمايم
1- در مورد خاتميت مقاله اي را خدمتتان ارسال ميكنم كه اميدوارم شبهات شما را در اين خصوص برطرف نمايد . اين مقاله را در لينك زير هم ميتوانيد ببينيد
http://www.aeenebahai19.info/node/444
2- ديانت بهائي معتقد به استمرار ظهور پيامبران است و دعوي خاتميت ندارد
3-عدم تطابق و تكافوي قوانين شرع و بينشهاي ارائه شده در اديان پيشين با سطح فكر و شيوه زندگي امروز بشر چيزي نيست كه نياز به شاهد داشته باشد و اگر به اطراف خود نظر كنيد جلوه هاي آن را خواهيد ديد از تبعيضهاي فاحش در حقوق زنان و غير مسلمانان گرفته تا احكام و مجازاتهاي خشونت آميز و غير انساني و از قوانين غير قابل اجراي اقتصادي مثل ممنوعيت بهره پول تا حرمت ضرورياتي مثل موسيقي و هنرهاي تجسمي و بسيار امور ديگر كه ذكر آن شايسته نيست
4- در مورد معجزه به قسمت پرسشها و پاسخها مراجعه نمائيد و پاسخهائي را كه به اين پرسش داده شده ملاحظه فرمائيد
http://www.aeenebahai19.info/taxonomy/t/23
5- حضرت بهاءالله خود بصراحت مقام خويش را برجهانيان آشكار ساخته اند و اين عنوان ناشي از لقبي كه پيروانشان به ايشان داده باشند نيست

مويد باشيد

salam ,yazdan khan tanha 170 sal az deanat bahai megozarad ,aya eslam ham pas az 170 sal dene dovome jahan bood????,tazeh on zaman mokhalefan kheyle kamtar bodand nesbat be hala.va aslaheye eslam an zaman baraye kofar tegh bod vali alan ???be amozeh haaye dene bahaie rojo konid. moayad bashe

جنود ملااعلي پشتيبانتان باد
مؤيد و پيروز باشيد

ای دوست امروز ابر بخشش یزدان می بارد و خورشید دانایی روشنی می بخشاید

جنگ هفتاد و دو ملت همه را غذر بنه
چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند
حقیقت همیشه ان چیزی نیست که به نظر می اید.

i am a shia muslim and i am from afghanistan i think that is not enugh to be a shia muslim and egnore the other part of the world and humanity i am agree with some of your ideai and bleaves and i think that should bring enugh respect for us to love each other as a humen being and live together i wish that day will come even if that day be the gudgment day the people who did not treat you well will be appear infront of ALLAH and gave answers but what answer they can gave if ALLAH asks hopefully that day will come.

امیدوارم در ادامه ی جنبشی که برپایه منشور حقوق بشر این روزها
سراسر ایران عزیزمان را به حرکت واداشته،به یک سیستم حکومتی کاملا" سکولار دست پیداکنیم و همه ی هم میهنان باهر عقیده و مذهب با احترام به معتقدات دیگری باصلح و صفا زندگی کنیم که حافظ بزرگ درست گفته بوده :جنگ هفتاد ودوملت همه را عذر بنه/چون ندیدند حقیقت ره فسانه زدند و اگر همه بتوانند باتسامح و تساهل حافظ گونه که 700 سال پیش لسان الغیب داشته با عقاید دیگران برخورد کنند اساسا"بحث دین من از دین تو بهتر وحق تر!! هست کمتر پیش می آید. البته این تسامح موجب نمیشود که دوستان به دفعات و مکرر ترجیح را به شکل ترجیه و توجیه رابه شکل توجیح بنگارند وشما هم چشمپوشی فرمایید.گرچه اگراز حروف لاتین درکتابت فارسی بهره میگرفتیم این مشکل هم حل میشد!

سلام به گلهاي زيبا ومومنين واقعي عزيزان من همانطور که مي دانيد در کشور ايران هيچ ازادي مذهبي وجود نداره حتي براي سني ها که خود مسلمانند پس شما به من حق دهيد که من نگران فرزندم باشم اللخصوص که او مسلمانزاده است واصلا در داخل کشور نميتواند از ازادي دين وعقيده برخوردار باشد لازم به ذکر است که اينجانب از بيرون از کشور اين ايميل را با نام مستعار باز کردم که پيگيري نشوم چون همانطور که ميدانيد سايت هاي شما تماما در داخل کشور فيلتر است وايميل ها هم تهديد به کنترل شده وما هيچکدام تامين جاني نداريم از شما عزيزان تقاضا ميکنم اگر ميتوانيد براي فرزندم برايخروج از کشور کاري کنيد روي اين مادر درمانده را زمين نيندازيد شما را به حضرت بهاقسم ميدهم ويا مرا راهنمايي بيشتر فرماييد قبلا از همکاري وراهنمايتان کمال تشکر را دارم از شما عزيزان عاجزانه مي خواهم که حرفهاي مرا باور کنيد وکمکم کنيد ممنونم وسپاسگزار.منتظر الطاف بيکرانتان هستم

یکی از دلایلی که میتوان به آن استناد کرد که یک دین مختص یک دوران خاص است و پس از آنکه دوران آن به سر آمد ظهور یک دیانت جدید و پیامبر نوظهور را از طرف خداوند توجیه میکند ورود خرافات به آن دین و بیان تعاریف مختلف و گاها کاملا متضاد از آن دین است . به طوری که اگر به تاریخ ادیان نظری بیاندازیم بشارت پیامبر بعد در هر دینی داده شده است اما پس از گذشت زمان و نیاز به ظهور دین جدید از طرف خداوند . پیروان متعصب آن دین که نفع خود را در بقای دین چه از نظر مادی و چه از نظر اقتدار و قدرت خود در سلطه بر مردم میبینند به دستور دین خود بی اعتنا شده و آن دین را آخرین دین و پیامبر دین خود را آخرین پیامبر مینامند و این موضوع در تمامی ادیانی که هنوز پیروانی دارند عمومیت دارد . اسلام هم از این قائده مستثنی نیست و در زمانی که یک عده از مسلمانان راهیابی به بهشت را با کشتن دیگر مسلمانان توجیه میکنند خود دلیلی بر این مدعاست . اما متاسفانه هر گاه برای بیان و اثبات این موضوع که دیانت اسلام در زمان خود و دوران خود بهترین راه رسیدن به سعادت بوده اما در حال حاضر دستورات این دین کارایی خود را از دست داده و نیاز به راه و روش جدیدی که خداوند برای انسان معرفی کرده از طرف پیروان دیانت بهائی مطرح میگردد . پیروان این دین به رد اسلام و مخالفت با آن محکوم میگردند . که این مسئله بی انصافی کامل است . و همانگونه که در این دیانت تصریح شده اسلام دینی الهی و از جانب خداوند است و پیامبر بزرگوار این دین یعنی حضرت محمد یکی از بزرگترین پیامبران الهی میباشد و فقط نکته در اینجاست که احکام این دیانت خاص دوران خود بوده و در زمان خود تنها راه رسیدن به سعادت ابدی بوده است . اما همانگونه که جوامع در حال تغییر و رشد و بلوغ فکری هستند و راه و روش زندگی مردم تغییر میکند نیاز به دستورات جدید از طرف خداوند و هدایت جوامع انسانی و بیان بقیه مسیر رشد و تکامل انسان از طرف خداوند امری است معقول و منطقی و از قوانین خداوند بر جهان هستی و بیان اینکه دستورات اسلام در این دور جدید نیاز به تجدید دارد و نیاز به یک دیانت جدید امری محتوم است به هیچ عنوان نفی اسلام و ضدیت با این دین الهی نیست . اما متاسفانه مغرضان و کسانی که بر طبل مخالفت با احکام خداوند را میزنند از این موضوع سوء استفاده کرده و دیانت بهائی را ضد اسلام و نافی این دین مینامند که پیامد آن این است که به خود اجازه دهند و پیروان این دیانت را مخالف و محارب نامیده و از هیچ ظلم و جنایتی نسبت به پیروان این دیانت جدید رویگردان نباشند . یک مثال در این مورد میتواند مسئله را روشن تر کند . مواد مخدر به مدت چند هزار سال برای انسان شناخته شده بوده است و انسانها در طول این مدت از این ماده برای درمان استفاده میکرده اند اما در طول این مدت هیچ گاه دیده نشد که از این ماده سوء استفاده شود و این ماده بلایی برای جوامع انسانی و به انحطاط کشیده شدن آنها گردد . و در دیانت اسلام نیز هیچ گاه این ماده حرام و استفاده از آن نفی نگردید . اما در جوامع کنونی و با توجه به شیوه زندگی انسانها و استرسها و مشکلات خاص جوامع بشری امروز این ماده که زمانی مفید و حتی حیات بخش بوده تبدیل شد به ماده ای که باعث انحطاط و از بین رفتن جسم و روح انسانها . لذا برای مبارزه با این آفت نو ظهور جوامع بشری نیاز به یک دستور اعتقادی که انسان را نسبت به هلاکت جسم و روح خود برحذر بدارد امری ضروری مینماید . حتی همین موضوع ساده میتواند دلیلی باشد بر اینکه هر دوران دستورات خاص خود را برای رسیدن به سعادت نیازمند است . و اگر بگوییم در اسلام چنین دستوری نیست . این نفی دیانت اسلام نیست بلکه اثبات این موضوع است که هر دوران دستورات جدید خداوند را برای رسیدن به رشد و سعادت بشری را لازم دارد .

به مثال دیگری که شاید بتواند موضوع را روشن تر کند در ذیل توجه کنید

وقتی برای روشن شدن اینکه دستورات دیانت اسلام در زمان خود کارایی داشته و در دوران جدید نیاز به دستورات جدید است و برای اثبات این حرف توجه را به آیه 35 سوره نساء در قرآن مجید داده و ارتباط زن و مرد را در آن دوران توضیح دادم که در این دوران این دستور دیگر نمیتواند ساری و جاری باشد . در یکی از سایتهایی که فقط و فقط برای کوبیدن و معاندت با دیانت بهائی بنا شده پس از وارد آوردن تهمتهای همیشگی که پیروان دیانت بهائی اسلام را قبول ندارند و این دیانت برای ضربه زدن به اسلام به وجود آمده و غیره در جواب به این مسئله و در توجیه این آیه ابتدا گفتند که این آیه در شرایط خاص زمانی نازل شده است .( که البته این خود دلیلی بر این است که آیات و دستورات خداوند در هر دینی بسته به شرایط جامعه آن روز میباشد .) و سپس برای توجیه فقهی این آیه اینگونه عنوان کرده که من جواب ایشان را بدون هیچ شرحی ذیلا میآورم و تصمیم را به عهده بیننده این جواب میگذارم .

به رغم آن که فقیهان ( با توجه به فهم و فرهنگ مردم و جامعه) حکم به تنبیه بدنی همسر کردند اما آن را مقید ساختند که «خون آلود» نباشد و «عضوی را نشکند و اثری به جا نگذارد».(۸) از نظر برخی اسلام شناسان کتک زدن می باید با پارچه بهم تنیده و یا با دست باشد، نه با تازیانه و عصا.(۹)در آیه ۴۴ سوره ص آمده است: «و خذ بیدک ضغثاً و لا تَحنَث؛ به ایوب گفتیم: بسته ای از ساقه های گندم ( یا مانند آن مثل شاخۀ نازک خرما) را برگیر و با آن (همسرت را) بزن و سوگند خود را مشکن.» زدن همسر توسط حضرت ایوب ، خطا و جرمی بر ضد زن شمرده نمی شد چون اذیت و آزاری ندید و تحقیر نشد، گرچه همسرش کارناپسندی انجام داده بود، از این رو اگر در جامعه ای ، زدن اهانت و آزار به شمار آید و فرهنگ مردمان آن را نپذیرد، نباید صورت گیرد

الله ابهی

این عید اعظم رضوان را به یکایک شما عزیزان که در سایت آیین

بهایی زحمت میکشید تبریک گفته و آرزوی سلا متی شما را از جمال

مبارک خواهان و خواستارم.امیدوارم در هر کجای دنیا هستید

موفق و موید بوده و باشید.

سیدنی,استرالیا

Nader Shamseddin Khorrami

الله ابهی،سلام،hello
همه ی این واژه ها برای این است که قلب ما به هم نزدیک تر و نزدیک تر شود،تمام پیامبران الهی آمده اند تا اتحاد بر روی این کره ی خاکی نقش بندد دیگر من و تو کیستیم که بخواهیم مانع این اتحاد گردیم،همیشه سعی کنیم حجاب تعصب را از روی دیده هامان بر داریم تا نور حق را ببینیم،به هر نامی و به هر اعتقادی که هستیم این را که همه بنده ایم و در آن عالم یک دیگر را خواهیم دید فراموش نکنیم.
تک تکتان را دوست می دارم. به فرموده حضرت بهاءالله: عاشروا مع الادیان،کلها بالروح و ریحان.
و در جای دیگر می فرمایند: سراپرده ی وحدت عالم انسانی بلند شد،به چشم بیگانگان همدیگر را نبینید،همه بار یک دارید و برگ یک شاخسار.
ندا از ایران

اینجانب که مسلمان زاده و در خانواده ای رشد و نمو کردم که به دیانت اسلام اعتقاد خاص داشتند . بالطبع از مسائل کلی دیانت اسلام اطلاع داشتم اما بنا به دستور همین دین که اصول آن تحقیقی است و نمیتوان آن را تقلید کرد . من نیز به تحقیق و تفکر در این دیانت پرداختم . پس از مدتی به این نتیجه رسیدم که اگر قرار باشد دینی را انتخاب کنم آن دین مسلما اسلام خواهد بود اما برخی تناقضات در این دین من را رنج میداد . و برخی جواب های ناکامل به این پرسش ها من را رنجانده بود . برای مثال مسئله لا اکراه فی الدین و تناقض آن با امر ارتداد . که از طرفی در قبول و انتخاب دین هیچ اکراه و اجباری وجود ندارد اما از طرف دیگر اگر مسلمان زاده ای که اجبارا پدر و مادرش مسلمان هستند دینی به جز اسلام را بپذیرد خون او مباح است . و حکم شرعی او قتل است . یا تطبیق تعدد زوجات در اسلام با شرایط کنونی جوامع بشری . یا مسئله غلام و کنیز و تطبیق آن با شرایط کنونی . جالب است بدانید مثلا کنیز در حکم دارایی صاحب آن است و برقراری ارتباط جنسی با کنیز هیچ تعهدی برای صاحب آن ایجاد نمیکند و شما علاوه بر 4 زن رسمی و هر تعداد صیغه ای میتوانید به تعداد نامحدود با کنیزان خود بدون بوجود آمدن هیچ تعهدی ارتباط جنسی داشته باشید و این مسائل با شرایط کنونی جوامع بشری برایم غیر قابل تطبیق بود . و حتی در باره مسائل اقتصادی در دنیای امروز احکام اسلام با شرایط کنونی جهان غیر قابل تطبیق بود برای مثال در همین کشور خودمان که 30 سال است دارد حکومت اسلامی را تجربه و پیاده میکند هنوز نتوانسته ربا را از بانک ها بردارد و بانکها هنوز دارند ربا میدهند و نزول میگیرند . و یا قوانین ارث و حقوق زن در جامعه . برای مثال در همین ایران که ما یک وزیر زن داریم که پزشک است . حرف ایشان از لحاظ شرعی و قانونی نصف ارزش حرف یک آبدارچی بیسواد مرد در یکی از دهات دور افتاده در همان وزارت خانه است . و دیه ایشان نصف دیه آن آقا است .و بسیاری مسائل دیگر که مجال گفتن آنها در این مقوله نیست . اول فکر کردم که این گناه علمای این دین است که نمیتوانند درک درستی از دستورات خداوند داشته باشند و آن را با جهان امروز هماهنگ کنند . اما وقتی این قوانین را در نص صریح قرآن مجید دیدم باز هم به مشکل برخوردم . وقتی در سوره نساء مرد را بر زن حق تسلط و نگاهبانی گفته و اجازه کتک زدن زن را به مرد میداد . و بسیاری مسائل دیگر که شمار آنها کم نیست .
تا اینکه با دیانت بهائی آشنا شدم . و عجیب دیدم که تمامی دغدغه های فکری من را به طرز عجیب و باور نکردنی جواب گفته و تمامی این تناقضات را حتی ریزترین آنها را حل کرده است و آنچنان با دنیای امروز مطابق بود که شگفتی من را برانگیخت زیرا در تمامی ادیان و مکاتب بشری یا مطابق دنیای امروز نبود ( در ادیان ) یا در مکاتب بشری خدا و روحانیت و معاد جایش خالی بود مگر دیانت بهائی که از زبان خداوند قوانینی را برای بشر تفسیر میکرد که خداوند را که در ادیان دیگر میبایست در آسمانها و بسیار دور از مردم احساس میکردی در این دیانت در میان انسانها و در جامعه و حقا نزدیک تر از رگ گردن میدیدی و احساس میکردی .
دیدم این دیانت ضمن تایید تمام ادیان گذشته از جمله اسلام . زرتشتی . مسیحی . یهودی . بودایی و ...... میگوید در هر دور و هر زمان خداوند برای هدایت بندگانش پیامبری مبعوث میکند . که برای آن دور و زمان و روزگار است . و وقتی خداوند میفرماید اگر تمام دریاها جوهر و تمام درختان قلم گردند نمیتوانند ذره ای از فضل و دانایی خدا را بیان کنند اشتباه است که فکر کنیم بعداز نزول قرآن خداوند دیگر از دریای علمش انسانها را بی بهره خواهد کرد .
گفتم مگر خداوند حضرت محمد را خاتم الانبیاء یعنی ختم کننده پیامبران نخوانده است ؟ این دیانت به من جواب داد نه این دروغی است که علمای هر دین وقتی دیانت جدید میآید میگویند تا موقعیت و ریاستشان از دست نرود وگرنه خداوند پیامبرانش را عزیز میدارد و برای هر کدام لقبی گفته یکی را کلیم الله . یکی را روح الله . و ... خوانده و حضرت محمد ٌ( ص ) را نیز نگین و خاتم پیامبران گفته و خاتم الانبیاء یعنی نگین پیامبران نه تمام کننده و ختم دهنده آنان . و این موضوع مخصوص اسلام نیست مسیحیت . یهودیان . زرتشتیان و .... هم دین خود را آخرین دین میدانند .
این دین به من یاد داد که خداوند برای هر دوره و زمان برای سعادت انسانها دستورات خاص آن دوره را صادر میکند تا انسانها بتوانند به راحتی و در سعادت زندگی کنند
در این دور و زمان حقوق زن و مرد برابر است . دیگر جنگ کارساز نیست و فشار یک دکمه سلاح هسته ای میتواند دنیا را نابود کند پس جهاد چاره کار نیست . کودکان باید آموزش یکسان و اجباری داشته باشند . انسانها باید یک زبان واحد یاد بگیرند و با هم تعامل کنند . و یک نظام اداری و .... داشته باشند . دیدم این دهکده جهانی و نظام جهانی که بعضی ها به اسم خودشان در بوق و کرنا کرده اند 160 سال قبل از زبان پیامبر این دیانت گفته شده .
قلبم گواهی داد و عقلم تایید کرد که همه چیز درست است . برای تایید هر دین همین دو اصل کافی است .
پس شما هم تفکر کنید . مگر نه اینکه رسالت و هدف خلقت انسان همين است ؟

با سلام من خیلی دلم میخواست که با مبانی دینی بهاییت آشنا می شدم و چه بسا که به این دین ایمان هم میاوردم اما هرچه جستجو می کنم میبینم تمام احکام این دین برگرفته از دین اسلام هست البته اون اصولی که برای بشر و جامعه بشری مفید هست همه رو گرفته و به نام خودش ثبت کرده!و احکام اصلی این دین فقط قطره ای از دریای بیکران تعالیم ناب و الهی اسلام است. اگرچه بعضی از این احکام حتی با مختصر تاملی به کلی رد میشه چه برسد به تفکر و تعمق عمیق!که در تمامی احکام اسلامی صادق بوده و هست.
حتی تاریخچه این دین و جابجایی رهبران اون به قدری برام مسخره بود که فقط یک ساعت میخندیدم! حلا نمیدونم شما با چه امیدی به تبلیغ این دین بی اصل و نسب که همش تقلیدیه دل بستین؟؟؟؟

یکی از مسائلی که دامنگیر جوامع امروز بشری است و آن را میتوان مخرب ترین سلاح بشری دانست که بمب اتم در برابر آن اسلحه ای ناچیز مینماید سلاح تبلیغات و مطبوعات و رسانه های انحصاری است اگر چه انسان از زمانهای بسیار گذشته از این مسئله به نفع خود استفاده های غلطی کرده است و شواهد بسیاری از آن در تاریخ موجود است اما در زمان حال که این موضوع با تکیه بر علوم روانشناختی و جامعه شناسی و غیره استوار است و از لوازم نوینی مانند مطبوعات رادیو و تلویزیون و اینترنت و .... بهره میبرد این موضوع وارد مراحل جدیدی شده است و همانطور که به قول معروف به این وسیله سودجویان توانسته اند یخچال به اسکیموها بفروشند به همین منوال توانسته اند با جعل واقعیات و استفاده از احساسات و با تکیه بر علوم روانشناسی و فرهنگ و غیره افکار غلط و برداشتهای اشتباه را در اذهان مردم جایگزین واقعیات کرده و به افکار جامعه سمت و سوی دلخواه را میدهند .
همین موضوع در عصر حاضر که انسان به بلوغ فکری نیز رسیده است مسئولیت انسان را در جهان دو چندان نموده است و انسان نمیتواند با تکیه بر اقبال جمعی به مطلب یا طرز تفکر خاصی به واقعیات موجود برسد و میبایست گاها بر خلاف جریانات اجتماعی شنا کرده تا بتواند به واقعیات و شناخت معارف برسد .
همین موضوع سبب شده تا در ادیان الهی بر این موضوع تاکید شود که رسیدن به واقعیت حتی اصول دیانت الهی تنها با تحقیق و تفکر قابل قبول است بطوریکه در دیانت اسلام تاکید شده که اعتقاد به اصول دین فقط تحقیقی است . و در دیانت بهائی یک فرد بهائی زمانی میتواند خود را بهائی بداند که پس از رسیدن به بلوغ جسمی و فکری که حد آن پانزده سال گفته شده خود با تعقل و تفکر و تدقیق در مسائل به واقعیات دیانت بهائی برسد و صرف به دنیا آمدن از پدر و مادر بهائی برای فرد برای او ملاک بهائی بودن نیست .
به عنوان مثال در ادوار گذشته زمانی که حضرت علی (ع) به شهادت رسید در شام تحت تسلط معاویه مردم با تعجب میپرسیدند مگرحضرت علی(ع) نماز میخوانده و به مسجد میرفته که در آنجا کشته شده است .
و در زمان حال در ایرانی که خداوند بر آن منت گذاشته و پیامبر خود را از این سرزمین مبعوث کرده است تا جهان را به سمت وحدت و سعادت سوق دهد . وقتی سخن از دیانت بهائی برده میشود اولین چیزی که در ذهن عوام نقش میبندد این است که این دیانت یک فرقه ضاله و جاسوس دشمن است که حضرت بهاء الله را خدا میداند و برای نابودی و تقابل با اسلام ساخته شده است و هزاران تهمت دیگر از قبیل آزاد بودن ازدواج محارم و .....
همانگونه که قرآن فرموده است متاسفانه اکثریت مردم در گمراهی به سر میبرند . پس بنا به دستور خداوند و وظیفه ای که برای نوع بشر مقرر شده است که همانا شناخت خداوند و آیات و مظاهر خدا بر روی زمین است وظیفه هر انسانی تفکر و تعقل میباشد و میبایست فرق میان هیاهو و تبلیغات گمراهان و سودجویان و دنیا طلبان را با واقعیات تمیز داد که این همانا وظیفه اصلی انسان در طول حیات مادی اوست . دیانت بهائی هیچ وقت نمیگوید شما بدون تفکر و تعقل و با تقلید و کورکورانه این دیانت را بپذیرید . اما از انسانی که بدون تفکر و تعقل و کورکورانه هم بلند گویی باشد برای سرکوب حقیقت و انکار خدا و مظهر او این مطلب را نمیپذیرد .
الله ابهی

الله ابهی
در جواب این دوست عزیزی که نوشته بودند من هرچه درمبانی دیانت بهائی جستجو کردم دیدم تمامی احکام اسلام را گرفته و به نام خود ثبت کرده باید نظر ایشان را به چند نکته جلب کنم . اولا شما باید یک تفاوت کلی میان احکام و اصول هر دین قائل باشید زیرا این دو به یک معنا نیستند . اصول تمامی ادیان الهی یکی است و شما نباید به دنبال تفاوت در اصول در ادیان الهی باشید . اما احکام هر دین که عبارت است از دستورات خداوند در خصوص چگونگی رفتار و عملکرد انسان با توجه به دور و روزگار و شرایط زمانی و بلوغ فکری انسانها و جوامع بشری با هم دیگر تفاوت کلی دارد . که شما اگر کمی بیشتر دقت میکردید این تفاوت را هم در احکام فردی و هم در احکام اجتماعی به وضوح میدیدید .
به عنوان مثال در اسلام حکم جهاد یکی از احکامی است که با توجه به شرایط زمانی و شرایط فکری مردمان آن زمان به آن تاکید شده است حال انکه این حکم در دیانت بهائی با توجه به شرایط زمانی وجود ندارد . برای تفاوت شرایط زمانی نظر شما را به یک نکته جلب میکنم . فرض کنید حکم جهاد در شرایط کنونی وجود داشته باشد و جنگی در بگیرد با توجه به این واقعیت که بمب های هسته ای موجود در جهان میتواند 300 بار زمین را کلاً نابود کند که در همین لحظه یکی از بزرگترین دغدغه های انسانها و حکومت ها و جوامع بشری نیز همین است و ترس از رسیدن مسلمانان اصول گرا به بمب اتمی هم از همین حکم اسلام نشاٌت میگیرد را شما تصور کنید . در این صورت میتوانید عمق و ژرفای احکام دیانت بهائی را درک کنید .
و یا تفاوت احکام اسلام و دیانت بهائی را در ارزش اقتصادی و حقوقی که برای زن قائل هستند را شما میتوانید به دلیل همین تغییر شرایط زمان و رشد و بلوغ جوامع بشری بدانید .
و یا اینکه دیانت بهائی به این مسئله قائل است که در حال حاضر انسانها به آن پتانسیل رسیده اند که به سمت تشکیل یک جامعه جهانی گام بردارند .
و یا حتی تفاوت احکام را در اسلام و دیانت بهائی در خصوص مسائل اقتصادی شما میتوانید به وضوح ببینید
تنها توصیه من به شما این است که مطالعاتتان در خصوص دیانت بهائی محدود به ردیه ها و گفته های مغرضین و معاندین این دیانت نباشد آنوقت است که میتوانید تفاوت احکام را دردین اسلام ودیانت بهائی ببینید و باز هم تاکید میکنم این تفاوت در اصول نیست زیرا اصل تمامی ادیان الهی یکی است . و آنوقت است که به ژرفا و عمق دستورات خداوند در این دور پی خواهید برد
الله ابهی

نکاتی چند در خصوص ظهور حضرت بهاءالله به عنوان موعود جمیع ادیان آسمانی و حیاتی بودن پیام آنحضرت در این دور و زمان:
همانطور که مستحضرید جمیع انبیاء سلف استقرار صلح و سلام بین امم و ملل را توسط موعود آخرالزمان و مظهر ظهور کلی الهی بشارت داده و نزول و اسقرار ملکوت خداوند و سلطنت الهی در روی زمین را وعده فرموده اند که پیام آسمانی و تعالیم دیانت بهائی نیز بازتابی از این وعده صریحه می باشد و هدایت و راهنمائی اهل جهان به سوی صلح و آشتی و وحدت و یگانگی را در بر دارد. حضرت بهاءالله، موعود منصوص جمیع ادیان الهی، ظهورشان به منزله غایت کمال و اعلی مرتبه تکامل عظیم در حیات اجتماعی بشر بوده و دعوی رسالت حضرتشان مرتبط با بلوغ حیات اجتماعی نوع بشر می باشد.
حضرت عبدالبهاء، می فرمایند: " در هر ظهوری که اشراق صبح هدی شد موضوع آن اشراق امری از امور بود ... در این دور بدیع و قرن جلیل اساس دین الله و موضوع شریعت الله اعلان وحدت عالم انسان است" (حال و آینده جهان از دیدگاه آئین بهائی، ترجمه جمشید فنائیان، ص 37). به فرموده حضرت ولی امرالله: " بهائیان را اعتقاد بر این است که دیانتی را که پروردگار توانا به واسطه حضرت بهاءالله ظاهر فرموده با مقتضیات مرحله بلوغ عالم انسان مطابق است و این بلوغ اوج دوران تکاملی است که بشر را از مرحله کودکی به مرحله رشد می رساند. بانیان ادیان گذشته مظاهر اولیه الهیه اند که راه را برای طلوع این روز فیروز که یوم الایام و سرآمد روزهاست هموار ساخته اند، روزی که تمام انبیاء پیشین بشارتش را داده اند که در آن روز مزرع جهان سبز و خرم گردد و شجر بشر بارور شود و ثمر مقدّر ببار آورد" (نظم جهانی بهائی، ترجمه و اقتباس هوشمند فتح اعظم، ص 105). آنحضرت قدرت امر بهائی را به عنوان یک نیروی اجتماعی مورد تأکید قرار داده که بنا بر برنامه جهانیش، عالم را متأثر خواهد ساخت؛ به فرموده آنحضرت: " آئین بهائی را نباید فقط ظهوری دیگر از ظهوراتی دانست که مقصدشان احیاء روحانی در سرنوشت دائم التغییر بشر بوده است، نباید آن را فقط دینی دیگر در سلسله ادیان شمرد که یکی بعد از دیگری ظاهر می شوند و نباید آن را حتی به منزله اوج و ذروه ادوار نبوت انگاشت، بلکه آئین بهائی را باید مظهر عالی ترین مرحله تکامل عظیم حیات اجتماعی بشری در کره زمین دانست" (نظم جهانی بهائی، ترجمه و اقتباس هوشمند فتح اعظم، ص 101).
به بیانی دیگر، رسالت اساسی آئین بهائی استقرار اتحاد جهانی است؛ میثاق حضرت بهاءالله دقیقاً به این امر مهم متوجه می باشد؛ پیام دیانت بهائی کاملاً متناسب با مقتضای زمان می باشد که در صورت غفلت از این پیام آسمانی، بشریت عواقب نامطلوبی را پیش روی خواهد داشت.
لذا، از آنجایی که احکام و فرامین پیامبران در دور و زمان خود، درمان دردهای پیکر جامعه انسانی می باشد که طبیب الهی برای مداوای دردهای جهان دردمند تجویز کرده، حقایق اساسی مندمج در تعلیمات دیانت بهائی، متناسب با احتیاجات و هماهنگ با استعداد روحانی و مطابق با مشاکل و بیماریها و درماندگیهای عصر معاصر است؛ کوتاه سخن آنکه، مقصد و مفهوم پیام آئین جهانی بهائی مرتبط با بقای حیات و زندگی انسانها در این کره خاکی می باشد. انقلابات، جنگها و حوادث مهیب قرن پیش، حیاتی بودن پیام الهی در این یوم را آشکار می سازد!
حضرت عبدالبهاء در خصوص لزوم اجابت پیام دیانت بهائی چنین بیانات انذارآمیزی می فرمایند: " اگر این تعالیم (تعالیم دیانت بهائی) ترویج نگردد و امتثال نشود بلای عقیم در عقب است ... البته این غفلت و کفران نعمت و عدم انتباه سبب حسرت و مشقت و جنگ و جدال و حصول خسران و وبال است و اگر اهل عالم توجه به اسم اعظم (حضرت بهاءالله) ننمایند خطر عظیم در استقبال" (امر و خلق، ج 4 ، صص 464 و 466). و حضرت شوقی افندی تصریح می فرمایند: " اگر جهان و جهانیان عصر حاضر، مطابق تعالیم حضرت بهاءالله راه وحدت و اتحاد بپیمایند، از فنا و زوال محفوظ و مصون مانند وگرنه به هلاکت دچار شوند و به فنا و زوال محکوم گردند" (ارکان نظم بدیع، ص 27). با این اوصاف، مطابق نبوات آثار دیانت بهائی پس از ظهور برهان و اتمام حجت، میقاتی برای بشریت جهت اجابت پیام الهی معین شده است؛ در غیر اینصورت بلایا از جمیع جهات عالم را اخذ خواهد نمود: انا جعلنا میقاتاً لکم؛ فاذا تمت المیقات و ما اقبلتم الی الله لیأخذنکم عن کل الجهات و یرسل علیکم نفحات العذاب عن کل الاشطار و کان عذاب ربک لشدید ... (منتخبات آثار حضرت بهاءالله، فقره 108)، مضمون بیان مبارک: (ای مردمان) ما برای شما میقاتی تعیین کرده ایم؛ اگر در میقات معین نتوانید به خداوند روی آورید، شما را به شدت از جمیع جهات اخذ خواهد کرد و اریاح عذاب از هر جهت بر شما خواهد وزید. هر آینه عذاب پروردگار تو شدید است. بنابراین، در آثار دیانت بهائی از احتمال وقوع یک "انقلاب عمومی که از لحاظ وسعت و شدت در تاریخ بشر بی مثل و نظیر" بوده صحبت می شود که از عواقب نا مطلوب انکار ندای الهی در این یوم می باشد – به فرموده حضرت ولی امرالله: " هیأت (بشرّیه) نار موقده ربّانیه را نادیده انگاشته و از اتبّاع تعالیم سماویه امتناع ورزیده است" (ظهور عدل الهی، ترجمه نصرت الله موّدت، ص 4). به فرموده حضرت ولی امرالله وحدت عالم انسانی که اساس دعوت حضرت بهاءالله می باشد " هم شامل انذار و اخطاری است و هم حاوی مژده و بشارتی: اخطار به این که نجات این جهان محنت زده تنها در اجابت آن دعوت میسر گردد و بشارت به این که تحققش به زودی در این عالم امکان به وقوع خواهد پیوست" ( نظم جهانی بهائی، ترجمه و اقتباس هوشمند فتح اعظم، ص 67). با قسمتی از پیام بیت العدل اعظم الهی در وعده صلح جهانی این مطلب را به پایان می رسانیم: "صلح مطلوب که رؤیای بشر در طی اعصار و قرون بوده، حال بر اثر نفوذ کلام خلّاق حضرت بهاءالله که مؤیّد به قوّه الهی است تحقّقش قطعی است ... صلح جهانی آیا فقط بعد از وقوع وحشت و بلائی عظیم که مولود تمسّک مصرّانه بشر به روشهای ناهنجار قدیمی است باید تحقّق یابد یا آن که فی الحال صورت پذیر است و از طریق اراده و عزمی راسخ که نتیجه مذاکره و مشورت باشد حاصل خواهد شد؟".

سلام
آماده مناظره با همه بهاییان هستم
"فان حزب الله هم الغالبون"
یا علی (ع) مدد
mouood88@yahoo.com

این دوستی که ابراز کرده احکام دیانت بهائی برگرفته از دین اسلام است، همین ایراد را به قرآن نیز گرفته اند، این سخن ها مطالب جدیدی نیست؛ چنانچه در تفسیر قرآن ابراهیم عاملی، ذیل آیه 150 سوره اعراف «قالَ ابْنَ أُمَّ» آمده است: " تفسير عبده: اين آيه جواب آنها است كه گفته‏اند پيغمبر قرآن را از تورات اقتباس كرده است". (تفسير عاملي، تهران: انتشارات صدوق‏، 1360 ش، ج‏4، ص 235).

azizam har ki hasti az in ke be dianate bahai iman ovordi kheili khoshhalam omidvaram ke har lahze pishraft koni

dustane aziz e man az zahamate bidarighe shoma besyar sepasgozaram

متاسفانه دوباره سایت جدید فیلتر شد و تمامی سایت های مرتبط به ان نیز فیلتر شد

بابا دین به چه درد می خوره اصلا؟ اسلام و بهایی هم نداره

راستی تا حالا پیامبر کراواتی ندیده بودیم

گور بابای هرچی بهاییه
عشق است اسلام.
الله هم صلی علی محمد و اله محمد.

تمام ادیان زیبا و در پی یک مقصد هستند و مقصد همگی خداست و هیچ کس به هر عنوان نمی تواند به دیگری توهین نماید

سلام من رضا هستم . اميدوارم كه حال دوست و هم وطناي بهاييم خوب باشه.من يك مسلمان شيعه هستم . از نظر من هركس هر دين و اعتقادي داره بايد مورد احترام قرار بگيره . ما بايد تلاش كنيم تا ايراني سبز داشته باشيم. ايراني آزاد .
پس به اميد اون روز.

تعصب از نادانی به وجود می اید.

بهائی ها آدم ها مهربان، منطقی، هنرمند! و دوست داشتنی ای هستند
اینها را تازه فهمیدم!
پس از آشنایی با یک بهائی
باعث افتخار ایران اند

«بسسم الله الأمنع الأقدس» دین یعنی روش زندگی«یعنی روش معنوی ومادی یک زندگی عالی درآن عصر» روشی که مناسب حال ملل آن زمان باشد،ازخداوندحکیم به دوراست که یک روش رابرای زندگی برای همه ی انسانها تعیین نماید،برای اوآشکاراست که انسانهای هرعصری احتیاجات جدیدی دارند،بایدشکیات آنها برطرف شود لذااحکام الهی هرعصری ازآسمان خداوندفرود میاید برتمام مخلوقات ،واحکام عصرگذشته که امروزه جزتحریفی درآن توسط همین بشر چیزدیگری باقی نمانده به آسمان الهی میرود،اینکه درعصری مردمان آن دین وآیین که گفته انددین ماآخرین دین الهی است چیزجدیدی نیست،ازقدیم الأیام تابه امروزبوده است،قیامت یعنی به پاخیستن واینکه بگوییم:ای مردم بیاییدپیام آوری ازطرف خدابرای مافرستاده شده است بسوی اوبشتابیم مبادااورانفی کنیم

«بسم الله الأمنع الأقدس» دین یعنی روش زندگی«یعنی روش معنوی ومادی یک زندگی عالی درآن عصر» روشی که مناسب حال ملل آن زمان باشد،ازخداوندحکیم به دوراست که یک روش رابرای زندگی برای همه ی انسانها تعیین نماید،برای اوآشکاراست که انسانهای هرعصری احتیاجات جدیدی دارند،بایدشکیات آنها برطرف شود لذااحکام الهی هرعصری ازآسمان خداوندفرود میاید برتمام مخلوقات ،واحکام عصرگذشته که امروزه جزتحریفی درآن توسط همین بشر چیزدیگری باقی نمانده به آسمان الهی میرود،اینکه درعصری مردمان آن دین وآیین که گفته انددین ماآخرین دین الهی است چیزجدیدی نیست،ازقدیم الأیام تابه امروزبوده است،قیامت یعنی به پاخواستن واینکه بگوییم:ای مردم بیاییدپیام آوری ازطرف خدابرای مافرستاده شده است بسوی اوبشتابیم مبادااورانفی کنیم.به امیدصلح جهانی

صفحه‌ها

دادن یک نظر