حضرت بهاءالله می فرمایند:
سرود - شماره 7
در سرم نیست به جز عشق تو سودای دگر
در دلم غیر وصال تو تمنای دگر
پا نهادی به سرم سود به خورشید سرم
ای خوش آن دم که نهی بر سر من پای دگر
(مردگان را به حیات ابدی مژده دهید
که پدید آمده از وی مسیحای دگر)2
(جان به مینای میش دادم و می گویم کاش)2
بود جان دگرم از پی مینای دگر
نبود تاق تجلای تو در موسی و کور
جلوه را کور دگر باید و موسی دگر
جان به لب آمد از این وادی پر خون و هراس
ای خوش آن دم که زنم خیمه به صحرای دگر
غرقه ی بحر فنا می شوی ای کشتی عمر
لنگر انداز از این لجه به دریای دگر
عندلیبا بشنو نکته ی نغزی که نمود
جلوه در گلشن امکان
(چمن آرای دگر)3
- 27238 بازدید
آخرین ها
برای این که با ما در ارتباط باشید می توانید با ایمیل سایت مکاتبه کنید و یا در شبکه های اجتماعی که آیکن ها در زیر مشاهده میشود ما را همراهی کنید.










So magical ... It's amazing
So magical ... It's amazing to hear her voice so beautiful
یک نظر جدید بنویسید: