|
نوشته شده توسط : مدیر سایت
|
|
11 آذر 1386 ساعت 22:13 |
اگر چه دیانت بابی و بهائی بیش از صد و پنجاه سال پیش از ایران زمین برخاسته است، اما متاسفانه بسیاری از هموطنان عزیز ایرانی از پیام آسمانی و جهانی این ادیان الهی، یا هیچ آگاهی ندارند و یا عقایدی آلوده به غرض در نزذ ایشان می باشد، چنانچه دکتر ناصرالدین صاحب الزمانی مینویسد: " تاکنون هرگز به درستی، بی طرفانه، انگیزه کاوانه و جامعه شناسانه مورد بررسی دقیق قرار نگرفته است". لیکن، بسیاری از اندیشمندان و بزرگان حقیقت جوی جهان وسعت دیدگاه این ادیان الهی را که از ایران زمین برخاسته تقدیر و تمجید نموده و آرمان جهانی آنها را مورد ستایش قرار داده اند، و به گفته پروفسور بنیامین جوت " برای نسل ما این امر آنقدر نزدیک و بزرگ است که قابل درک نیست. تنها آینده است که می تواند اهمیت آن را کشف کند". زین قصه هفت گنبد افلاک پر صداست کوته نظر ببین که سخن مختصر گرفت نظر برخی از دانشمندان و مشاهیر عالم درباره آئین بهائی: استاد محمد اقبال لاهوری میگوید: " همه خطوط و سیر های متنوع فکری ایرانی را بار دیگر به صورت یک ترکیب جامع در نهضت دینی بزرگ ایران جدید می توان یافت، یعنی در آئین بابی و بهائی". کنت لئو تولستوی، نویسنده و فیلسوف روس، در نامه ای خطاب به دوست فرانسوی خویش، کنت دوساسی، شرق شناس و عضو فرهنگستان فرانسه، می نویسد Journal Intime de Tolstoy)): " آئین بهائی دارای فلسفه بسیار عمیقی است که نسل حاضر از درک آن عاجز است... تعلیمات بهائی روح این عصر و به مقتضای نیاز بشر پدید آمده است... باید تعلیم و احکام بهائی را در جهان تنفیذ نمود و وحدت حقیقی را که اساس این دیانت است نشر داد". دکتر اگوست هنری فورل، دانشمند حشره شناس نامدار سوئیسی که تصویر او بر روی گرانبهاترین اسکناس سوئیس (یکهزار فرانکی) به نشانه احترام ملت و دولت سوئیس به این دانشمند بهائی میباشد، در وصیت نامه خود چنین می نویسد: " آئین بهائی، آئینی است الهی و کافل خیر و سعادت بشر... منادی وحدت عالم انسان است... تعالیم بهائی اهل عالم را در سراسر کره ارض به وحدت و اتفاق و محبت و ائتلاف دعوت می نماید. من به ورود در ظل این دیانت مفتخر و از صمیم قلب راجی و ملتمسم که این امر اعظم در راه نجاح و فلاح نوع انسان همچنان پاینده و جاودان و مترقی و متعالی باقی ماند". پروفسور بنیامین جوت استاد دانشگاه آکسفورد و مترجم آثار افلاطون اظهار می دارد: " نهضت بهائی شاید تنها امید آینده باشد" و همچنین، مهاتما گاندی، رهبر نامدار هندوستان میگوید: " دیانت بهائی امیدیست برای همه بشر". "اروين لازلو"ي فرانسوي نيز كه عضوكلوپ رم وشخصيت معروف جهاني ومشهور درسازمان ملل است، پس ازخواندن بيانيه "بيت العدل اعظم"، مركز جهاني بهايي، تحت عنوان " وعدهء صلح جهاني"، مورخ اكتبر1985، در بيانيهء خود می نویسد:" دراين لحظات حساس، ما تنها درصورتي مي توانيم به بقاي نوع انسان وشكوفايي وغناي تمدن وفرهنگ او اميدوارباشيم، كه شيوهء تفكر وتلقي متعارف خود را تغيير داده و از بينش بديعي كه منبعث از تعاليم وديدگاه هاي ديانت بهايي است، وتازه ترين اكتشافات علوم تجربي نيز بر آن مهر تأييد زده اند، برخوردارگرديم".
همچنين، پروفسور وارن واگار دانشمند و عالم اجتماعي امريكايي با مطالعه عميق و ارزيابي دقيق درباره امكان حصول وحدت و تمدن جهاني چنين مي گويد: "از بين همه مذاهب واديان معاصر، اين تنها آيين بهايي است كه بلا شبهه و بدون هيچگونه ابهامي با قطعيت تمام همه همّ خود را وقف مسأله وحدت عالم انساني نموده است". مورخ انگلیسی آرنولد توين بي مي نويسد،" دیانت بهایی بدون تردید دینی است مستقل در ردیف اسلام و مسیحیت و به هیچ وجه از دین دیگری منشعب نشده است". هلن کلر، نویسنده و سخنران نامدار آمریکائی، نيزپس از مطالعه کتاب "بهاءالله و عصر جدید" به خط نابينايان، چنین اظهار نظر نموده: " دیانت بهایی شایستگی دارد که حد اعلای توجه ما را به خود معطوف سازد... چه موضوعی اصیل ترو شایسته تر از اتحاد و امنیت ملت ها است... پیام صلح عمومی بهایی سرور قلبی ما راایجاد می نماید. اشخاصی که با این پیام روحانی الهی مبارزه کنند یا به خیال خود برضد آن قیام نمایند، غافلند که هر قدم و عملی که برای مبارزه با نور خدا بردارند، بیشتر در توسعه و نشر آن خواهند کوشید و خود سبب تبلیغ آن می گردند. زیرا این دین تأسیس الهی است و دارای نیروی زنده فعاله است که آسمان جدید و زمین جدید تولید نموده و در قلب هر فرد انسانی حس مقدس محبت و خدمت به نوع را ایجاد و سبب سرور واطمینان قلبی می گردد". همچنین ارنست رنان، فلسفه دان و نویسنده معروف فرانسوی که اروپا از نوشته های او در نیمه دوم قرن نوزدهم تحت تاثیر قرار گرفته و پایه گذار فلسفه مقایسه ادیان میباشد، درکتابی به نام " زندگی مسیح" می نویسد: " در زمان آخر هنگامی که دوره امتحانات الهی به آخر رسید بهشت حقیقی که ظهور موعود کلی خدا است صورت خواهد گرفت. مومنین به این ظهور بسیار صاف و پاکدل می باشند. یک ملت، یک زبان، یک قانون و یک دولت جهانی در سایه دستورات این دین به وجود آمده. اختلافات و تعصبات را از میان برخواهد داشت. این تأسیسات جهانی به وسیله دو پیغمبر ایرانی حضرت باب و حضرت بهاءالله تأسیس وتمدن تازه به وجود خواهد آمد". از طرف دیگر، عالي ترين مجمع قانون گذاري كشور برزيل در28مي 1992، به مناسبت صدمين سال صعود(وفات) حضرت بهاءالله جلسه اي مخصوص تشكيل داد ومقام ايشان وتعاليم مباركه اش وخدماتي را كه جامعه پيروانش به نوع بشرارزاني داشته اند تجليل كرد، وسخنگوي مجلس ونمايندگان جميع احزاب به پا خاستند و يكي بعد از ديگري آن مظهر ظهور الهي در دور جديد راستودند و حضرتش را آفريننده "عظيم ترين مجموعه آثار ديني كه تا كنون از قلم شخصي واحد صادر شده"، خواندند. دادگاه عالي آلمان نيز، چنانچه در قرن انوار ذکر شده است، به مناسبتي چنين رأي صادر كرد كه" ماهيت امر بهايي به عنوان يك دين وجامعه بهايي به عنوان يك جامعه ديني، چه درحيات روزانه وچه در سنت فرهنگي و رأي عامه وچه بنابرعلم تطبيق اديان واضح است وشكي در آن نيست". از جمله دیگر بزرگان علم و ادب و دانشمندان که از دیدگاه دیانت بهائی تقدیر کرده و آنرا ستوده اند میتوان از توماس ادیسون، کنت دوگوبینو سیاستمدار برجسته و نویسنده چیره دست فرانسوی، نوفل افندي طرابلسي در كتاب "سوسنهء سليمان"، عبدالرزاق الحسني نويسنده عرب و مؤلف كتاب " البابیون و البهائیون فی حاضرهم و ماضیهم"، الكساندرگراهام بل، ديويد استار جردن رئيس وقت دانشگاه استانفورد كاليفورنيا، آندره كارنگي، هنري برگسون فرانسوي كه به حضور حضرت عبدالبهاء مشرف شد، چيكائوفو جيساوا عضودبيرخانهء جامعهء ملل متفق و رئيس بخش علوم سياسي بين المللي دانشگاه سلطنتي كي يوشو، ادوارد بنش و مازاريك دو رؤساي اسبق جمهوري چكسلواكي، اعلی حضرت مالیتوآ تانو مافیلی دوم - پادشاه ساموآی غربی که بشرف ایمان نائل آمد، ماركوس باخ نويسنده امريكايي و دكترای الهيات و استاد دانشگاه آيوا، ادوارد مونته شرق شناس و تاريخ نويس فرانسوي در دانشگاه سوربون واستاد تاريخ مقايسه اديان، ادوارد براون انگليسي، ويدرو ويلسون رئیس جمهورامريكا و استاد دانشگاه پرينستن، پروفسور هربرت ميلر، پروفسور توماس كلي چاين دكتراي الهيات از دانشگاه آكسفورد و عضو فرهنگستان انگلستان، چارلز بودوين در كتاب " مطالعات معاصر"، پروفسور آرمينيوس وامبري استاد ماهر در اكثر زبانهاي شرقي ( فارسي، عربي، تركي) و عقايد و اديان و ... نام برد. حال آیا پسندیده است که هموطنان عزیز، از این ادیان آسمانی که از ایران زمین برخاسته و بسیاری از متفکرین را تحت تاثیر آثار و دیدگاه خود قرار داده، بی خبر باشند و یا آگاهی آلوده به غرض و نادرست در مورد آنها داشته باشند؟ آیا این قدر نشناسی و کفر نعمت نیست؟ چنانچه، حضرت عبدالبهاء میفرماید: خدا چه نعمتی به ایران عنایت فرمود و لکن قدر ندانستند. در یکی از الواح مقدسه بهائی آمده است: " بگو ای عباد! باب رحمتم را که بر وجه اهل آسمانها و زمین گشودم بدست ظلم و اعراض مبندید و سدره مرتفعه عنایتم را بجر و اعتساف قطع مکنید...بصفاتم متصف شوید تا قابل ورود ملکوت عزم شوید و در جبروت قدسم در آئید... اگر چشم انصاف بگشائید جمیع حقایق ممکنات را از این باده جدیده بدیعه سرمست بینید و جمیع ذرات اشیاء را از اشراق انوارش مشرق و منور خواهید یافت. فبئس ما اًنتم ظنتم و ساء ما اًنتم تظنون...". مگر نه آن است که خداوند در قرآن کریم بشارت و مژده رحمت به بندگان میدهند: الذین یستعمعون القول فیتبعون احسنه اولئک الذین هدئهم الله و اولئک هم اولوا الالباب ( آن بندگانی که سخن بشنوند و به نیکوتر آن عمل کنند، آنان هستند که خدا آنها را هدایت فرموده و هم آنان به حقیقت، خردمندان عالمند). در بخش های از رساله مدنیه، پیرامون ایران و ایرانیان، حضرت عبدالبهاء چنین هموطنان عزیز را به تفکر و تامل دعوت میفرمایند: " ای اهل ایران! قدری در ریاض تواریخ اعصار سابقه سیر نمائید و سر به جیب تفکر فرو برده، به دیده عبرت ملاحظه کنید که تماشای عظیمی است. در ازمنه سابقه مملکت ایران به منزله قلب عالم و چون شمع افروخته بین انجمن آفاق بود. عزت و سعادتش چون صبح صادق از افق کائنات طالع و نور جهان افروز معارفش در اقطار مشارق و مغارب منتشر و ساطع ... حکمت حکومتش حکمای اعظم عالم را متحیر ساخته و قوانین سیاسیه اش دستور العمل کل ملوک قطعات عالم اربعه گشته. ملت ایران ما بین ملل عالم به عنوان جهانگیری ممتاز و به صفت ممدوحه تمدن و معارف سرافراز. در قطب عالم مرکز علوم و فنون جلیله بوده و منبع صنایع و بدایع عظیمه و معدن فضائل و خصائل حمیده انسانیه. دانش و هوش افراد این ملت باهره حیرت بخش عقول جهانیان بود و فطانت و ذکاوت عموم این طایفه جلیله مغبوط عموم عالمیان... در زمان کورش ... حکومت ایران از حدود داخلیه هندوچین تا اقصی بلاد یمن و حبشه که منقسم به سیصد و شصت اقلیم بود حکمرانی می نمود...زلزله در ارکان جمیع حکومت عالم انداخت..." انتهی. با بشارتی از آثار مقدس بهائی در خصوص مستقبل ایران، این مقاله را به پایان می رسانیم: " ... آفتاب پارسی از افق ایران درخشیده و به جمیع آفاق نور پاشیده. عنقریب ایران محسود عالمیان گردد و ایرانیان مغبوط جهانیان شوند... و در جایی دیگر میفرمایند: ... مستقبل ایران در نهایت شکوه و عظمت و بزرگواری است. زیرا موطن جمال مبارک ( از القاب حضرت بهاءالله) است. جمیع اقالیم عالم توجه و نظر احترام به ایران خواهند نمود و یقین بدانید چنان ترقی نماید که انظار جمیع اعاظم و دانایان عالم حیران ماند... همچنین میفرمایند: ... ای یاران، مژده باد شما را که ایران به پرتو بخشش خداوند مهربان ترقی عظیم نماید و جنة النعیم گردد. بلکه امید چنین است که در آینده غبطه روی زمین شود و نفحه مشکین ایران خاور و باختر را معطر نماید". گفتیم بسی ز عشق و گفتند این قصه هنوز نا تمام است! |
|
آخرين به روز رساني 16 آذر 1386 ساعت 16:48 |
|
تعداد بازديد : 2292 |
|
|
|